|
|
|
|
|
چه کسی می داند؟ شاید آن شادترین لحظه ما در راه است …
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 22:45 توسط نسترن السادات
|
||
|
|
|
|
|
من دراين تاريكي "سهراب سپهری" |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 17:35 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
مادر خوبم همه ی روزها روز توست، آن روز كه حوا تنهايي آدم را از بين برد و مايهي آرامش او شد، آن روز كه آسيه، موسي را از آب نيل گرفت، آن روز كه مريم عيسي را به دنيا آورد، آن روز كه محمد (ص) از آمنه زاده شد، آن روز كه فاطمه به دنيا آمد، آن روز كه ...، آن روز كه من را به دنيا آوردي و هر روزي كه در اين جهان پر از عشق، فرزندي زاده ميشود و در آغوش پر مهر مادري قرار ميگيرد، همه روز توست، همه روز مادر است!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 21:33 توسط سیدعلیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
انسانهای بزرگ درباره عقاید سخن میگویند
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 13:18 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی كه لذتش می رود و كیفر آن می ماند، و عملی كه رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است. امام علی (ع)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 23:0 توسط نسترن السادات
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 20:28 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
تا حالا دقت کردین چرا سیصد تومن، سی تا صد تومنی نمیشه ولی هشتصد تومن، هشت تا صد تومنی میشه!؟
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 12:55 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت حیدر آمد، خاک همچون باد، گرم گریه شد خواست تا غسلت دهد، آب روان آتش گرفت هان! چه می پرسی چه پیش آمد، زمین را آب بُرد بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت یک طرف ماه مرا ابر سیاه فتنه کُشت یک طرف از درد غربت، کهکشان آتش گرفت رفت سمت آسمان، روحت، زمین از شرم سوخت در زمین، جسم تو گُم شد، آسمان آتش گرفت "علیرضا قزوه" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 20:1 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 20:45 توسط نسترن السادات
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 10:1 توسط سیدعلیرضا
|
||